یادداشتهای پراکنده یک معلم

یادداشتهای پراکنده یک معلم

در این وبلاگ مطالبی در موضوعات دینی، ادبی و اجتماعی خواهم نوشت

عرش

عرش

MuhamedReza Asadi MuhamedReza Asadi MuhamedReza Asadi · 1402/05/08 11:08 ·

عرش در لغت معانی متعددی دارد از جمله: تخت‌های بلند، تخت سلاطین، سقف و چیزی که دارای سقف باشد. منظور از آن ـ هنگامی که در مورد خداوند به کار می‌رود ـ مجموعه جهان هستی است که در حقیقت تخت حکومت پروردگار محسوب می‌گردد. «الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا؛ همان كسى كه آسمان ­ها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش روز آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت رحمتگر عام [اوست] در باره وى از کسی که خبر د‏ارد بپرس.»(فرقان، آیه۵۹) در این آیه «استوی» بر عرش کنایه از استیلاء خداوند، حکومت، مالکیت و تدبیر او بر نظام هستی است. چنان‌که در اطلاقات معمولی نیز گاهی کلمه «بر تخت نشستن» کنایه از تسلط و استیلای پادشاه بر کشورش می­ باشد. علامه طباطبایی(ره) می‌نویسند: «ثُمَّ اسْتَوی‌ عَلَی الْعَرْشِ» کنایه است از استیلا و تسلط خداوند بر ملک خود و قیام به تدبیر امور آن، به طوری که هیچ موجود کوچک و بزرگی از قلمرو تدبیرش ساقط نمی‌شود و در تحت نظامی دقیق، هر موجودی را به کمال واقعیش رسانیده حاجت هر صاحب حاجتی را می‌دهد.»(تفسیر المیزان، ج۸، ص۱۸۷)

برخلاف نظر بعضی از مفسرین که معنای عرش را کنایی گرفته­ اند معنای عرش، حقیقی است؛ البته معنایی فوق درک انسان. عرش الهی وجود دارد، فرشتگانی آن را حمل می­ کنند و فرشتگانی دور تا دور آن را احاطه کرده‌ و خدا را تسبیح می‌گویند. «الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَ قِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ؛ آنان كه عرش را حمل مى­ كنند و آنها كه پيرامون آن هستند به سپاس پروردگارشان تسبيح مى‏ گويند و به خدا ايمان دارند و براى كسانى كه ایمان آورده ‏اند طلب آمرزش مى­ كنند: پروردگارا رحمت و دانش[تو بر] هر چيز احاطه دارد كسانى را كه توبه كرده و راه تو را دنبال كرده‏ اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار.»(غافر، آیه۷)

همین عرش در چندین مورد به لرزه درمی ­آید. رسول اکرم(ص) فرمودند: «إِنَّ الْیَتِیمَ إِذَا بَکَى اهْتَزَّ لَهُ الْعَرْشُ؛ فَیَقُولُ الرَّبُّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى مَنْ هَذَا الَّذِی أَبْکَى عَبْدِیَ الَّذِی سَلَبْتُهُ أَبَوَیْهِ؛ هنگامی که یتیم بگرید عرش به لرزه در می­ آید؛ پس خداوند متعال می فرماید: چه کسی بنده ­ای که پدرو مادرش را از او گرفته ­ام می ­گریاند؟»(بحار الانوار، ج ۷۴ ، ص۱۵۲)

عرش الهی

عرش الهی

MuhamedReza Asadi MuhamedReza Asadi MuhamedReza Asadi · 1402/02/13 23:35 ·

درگاه دوست یا حضور خدا، یک مفهوم دینی و معنوی است و تصور مادی آن به این معنا که خداوند مانند سلاطین در جایی درگاه و بارگاهی دارد، تصور اشتباهی می باشد. بر اساس آموزه­ های ادیان آسمانی، خداوند همه جا حضور دارد و از همه چیز آگاه است. تعبیر خانه خدا به مسجدالحرام و سایر مساجد کنایه از اماکنی است که در آن مکان­ ها بیشتر با خدا راز و نیاز می شود.

خداوند بی نياز مطلق است و به جا و مكان نيازی ندارد. معنای کنایی کلمات کرسی و عرش در آیات قرآن به مراتب فراتر از معنای لغوی آنهاست: «اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاتَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لانَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ لايُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ وَ لايَؤُدُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ؛ خداست كه معبودى جز او نيست زنده و برپادارنده است نه خوابى سبك او را فرو مى‏ گيرد و نه خوابى گران، آنچه در آسمان­ ها و آنچه در زمين است از آن اوست. كيست آن كس كه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند؟ آنچه را که در پيش روى آنان و آنچه در پشت‏ سرشان است مى‏ داند و به چيزى از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمى‏ يابند. كرسى او آسمان­ ها و زمين را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نيست و اوست والاى بزرگ.»(بقره، آیه۲۵۵) و همچنین: «إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ في‏ سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْش؛ پروردگار شما خداوندی است که آسمان‏ ها و زمین را در شش روز(شش دوران) آفرید، سپس به تدبیر جهان هستی پرداخت.»(یونس، آیه3)

کرسی در لغت به معنای اصل و اساس می ‏باشد و به هر چیزی به هم پیوسته ـ مانند تخت­ های کوتاه ـ گفته می شود. بدیهی است که منظور از کرسی و عرش خداوند تختی معیّن در مکانی خاص نیست، برای اینکه خداوند جسم نیست. کرسی و عرش استعاره از حاکمیت و تخت حکومت می­ با‏شد. هنگامی که از عرش الهی صحبت می ­شود، مجموعه جهان هستی مدنظر می ­باشد.

مولای متقیان، حضرت علی(ع) می­ فرماید: «ان الملائکه تحمل العرش و لیس العرش کما تظن کهیئْة السریر و لکنه شئ محدود مخلوق مدّبر و ربک مالکه لا انه علیه ککون الشئ علی الشئ؛ ملائکه عرش را حمل می کنند. معنای عرش آن چه که گمان می ‏کنید نیست، بلکه عرش شئ محدودی است که خداوند آن را خلق کرده و مالک آن خداوند است، نه این که عرش روی زمین است؛ مانند بودن چیزی روی چیزی.»(بحار الأنوار، ج 55، ص9)

آن حضرت در مورد کرسی هم فرمودند: «الکرسی محیط بالسماوات و الارض و ما بینهما و ما تحت الثری؛ کرسی، احاطه به زمین و آسمان­ ها و آن چيزي است كه بین آن­ها و زیر اعماق زمین قرار گرفته است.»(همان، ج1،ص260)

در بیان نورانی امام صادق(ع) کرسی به مراتب از آسمان ­ها و زمین وسیع ‏تر است: «ما السماوات و الارض عند الکرسی الا کحلقه خاتم فی فلاه و ما الکرسی عند العرش الا کحلقه فی فلاه؛ آسمان­ ها و زمین در برابر کرسی همچون حلقه انگشتری است در وسط بیابان و کرسی در برابر عرش همچون حلقه ‏ای است در وسط بیابان.»(مجمع البیان‌، ج 1و2، ص362)